باز هم می نویسم باران - با تمام گلایه هایم
باتمام شِکوه ها و با تمام آشفتگی هایم
خدایا شکر :
شکر به خاطر تمام رنج و دردهایی که به من هدیه دادی
دردها را سپاس می گویم
که خود دریچه نزدیکی به توست
و نشانه فراموش نشدن و فراموش نکردنم
حمد تو را که قلب هایی از بلور و احساس هایی از نور آفریدی
دوست دارم تمام مخلوقاتت را
تمام آنان را که بد کردن به من و خوبی آفریدند برایم
خدایا : دست های گناه آلودم را بگیر
اینک که غرق سیاهی و تاریکی شده ام یاری کن بار دیگر مرا
تا با تمام زخم هایم و با تمام نا باوری هایم از اعمال زشت کسانی که لباسشان نشانگر چیز دیگریست و یقین هایم از اینکه معادی هست...
خدایا کمکم کن تا
همچنان دوست بدارم همه را - حتی اگر دوست داشته نشوم !
مانند تمام فصول و سالها و روزهای سپری شده.....